قدیم تر ها با رسیدن دهه ی فجر و مراسم این دهه اغلب یاد آهنگهای انقلابی که از رادیو و تلویزیون پخش می شد ,یاد تصاویر برگشتن شخصی که باعث و بانی یه انقلاب بزرگ لقب گرفت می افتادم,یاد بیرون انداختن کسی که باعث و بانی همه مشکلات یک ممکلت لقب گرفته بود , یاد تعطیلی مدارس و به اجبار به راهپیمائی بردن و فرار کردن از راهپیمائی با هزار مکافات میوفتم.
همیشه این جملات توی تلویزیون , توی صجبتهای بزرگترا , توی روزنامه ها تکرار می شد , انقلابی که انجام شد به این دلیل بوده که شخصی جائر و فاسد , رژیم جائر و فاسد و ساختار جائر و فاسدی وجود داشته که ناگزیر باید سرنگون میشده.
توی فکرم همیشه این سوال برام وجود داشته که قاعدتا باید نظامی که بعد از نظام سابق بوجود اومده بعد از طی کردن این زمان طولانی می بایست تفاوتهای چشم گیری داشته باشه.
روزهای زیادی سپری شد و متوجه واقعیتهای خیلی زیادی شدیم.مقایاسهای نسبتا زیادی از جمله وضعیت اقتصادی, اجتماعی , حقوق شهروندی و … بررسی شدند اما در هیچ کدام نه تنها پیشرفت دیده نمیشه بلکه بعضا پسرفتهای زیادی به قوع پیوسته.
واژه ی انقلاب به تنهائی معنای بارز و مسلمی داره و به نظر نمیرسه نیازی به تفسیر داشته باشه.اما وقتی این انقلاب , انقلاب اسلامی ایران باشه می تونه شک زیادی بوجود بیاره شک در مورد این مسئله که چه نیازی برای به وقوع پیوستن این انقلاب بوده؟شک در مورد این مسئله که آیا انقلاب واقعا برای به دست آوردن اهداف مسلم و تغییر دادن ساختار فاسد سابق بوده؟رژیم سابق متهم به انواع و اقسام فسدها شد ولی سوالی که میتونه مطرح بشه اینه که آیا اتفاقاتی که در حال حاضر انجام شده و همچنان در شرف انجامه بدتر از رژیم منحوس قبلی نیست؟
بعضا از زبان کسانی که ید طولانی در زندانهای خوفناک آن زمان اتفاقات دردناکی شنیده میشود ولی آیا میتوان حتی مقایسه ای داشته باشیم با آنچه که ما اکنون در حال مشاهده آن هستیم؟آقا واقعا انقلاب شد که بعد از 30 و اندی به این نقطه برسیم؟
انقلاب به این دلیل نبود که دیکتاتور برود و دیکتاتور دیگری جای وی را بگیرد.انقلاب به این دلیل نبود که نظام دیکتاتوری جایش را به یک نظام دیکتاتور دیگر بدهد
فساد و ظلم ظرف این 30 سال کم نبوده ولی تحت هیچ شرایطی قابل قیاس با همه ی اتفاقات این 7ماه و 28 روز نیست.روز به روز عمق نفرت مردم از این رژیم یکپارچه دروغ بیشتر میشه.اگر تا قبل از این اتفاقات زمزمه ی نابودی و سرنگونیه رژیم بین مردم تنها امید کوچکی بود اما اکنون قطعیت این مسئله بحث اصلی بین مردمه.
اشتباه بزرگ رژیم ساده انگاریدن مردم و خواسته هاشون بوده.اشتباه بزرگترش ترساندن مردمی بود که دست خالی جلوی سپاهی و بسیجی تا دندان مسلح 7 ماه و 28 روز در حال مقاومته.ندانم کاری بزرگ این رژیم وقتی بود که توانایی فهمین و شناختن مردم را نداشت,توانائی درک این مسئله را نداشت و ندارد ,نمی فهمد مردمی که با این شرایط بازهم به خیابان می آیند دست از جانشان شسته اند.قدرت درک این مسئله را ندارد نمی فهمد این مردم جانشان به لبشان رسیده .
7 ماه و 28 روزی که گذشت رژیم سعی کرد با ایجاد جو ارعاب و ترس با رسانه ی میلیش با دروغ پردازی های مداوم مردم داغدیده را مایوس و نا امید کنه اما اینگونه نشد
جوی که در حال حاضر در حال سپری شدن شاهدیم امید ملت رنجدیده ی رو تداعی مکینه که چیزی برای از دست دادن ندارند
22 بهمن روز امید یک ملته 22 بهمن روز واقعه ی یک ملت رنج کشیده ی داغدارست.



















